دیدار با محمد حسین صفار هرندی

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نگراني ها و دغدغه هايي را كه درباره هنر در هيات دولت وجود دارد بر شمرد و گفت: مي خواهم صراحتا به شما بگويم كه اين نگرانيها از چه نوعي است كه منجر مي شود به اين كه شما احساس كنيد به تئاتر و سينما و به طور كلي به هنر بي مهري مي شود.
صبح روز گذشته، سه شنبه 8 آذرماه، محمد حسين صفار هرندي در نخستين ديدار خود از خانهي هنرمندان ايران، با برخي از اعضاي شوراي عالي خانه هنرمندان ايران همچون غلامحسين اميرخاني، عزت الله انتظامي، مصطفي اسد الهي، محمد سرير، محمد علي نجفي، ايرج راد، بهزاد فراهاني ، انوشه منصوري، ايرج كاظمي، نصرالله ناصح پور و بهروز غريب پور، به بحث و تبادل نظر پرداخت.
به گزارش سايت خبري خانهي هنرمندان ايران، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه كه به منظورديدار و گفت و گو با شوراي عالي خانهي هنرمندان ايران برگزار شده بود، خطاب به اعضاي شوراي ياد شده، اظهار داشت: آن قدر كه من ميدانم در هيات دولت مي خواهند هنرمند را بيش از گذشته ارج بنهند و حرمت بگذارند اما اگر كسي بيايد از هنرمند تصويري مشابه آن چه در واقعه تئاتر اهواز (جشنواره ايران زمين) اتفاق افتاد ترسيم كند، آن وقت دست و دل كسي كه مي خواهد بودجه ببندد، ميلرزد و از خود ميپرسد بگذاريم گروه خارجي بيايد ايران و عرياني را مستقيما در صحنه تئاتر نمايش بدهد و داد همه كشور را دربياورد؟ پس بهتر است با تامل بيشتري به آن بنگريم.
هرندي گفت: كاري كه با كمك همديگر از ما ساخته است اين است كه اين دست موانع را شناسايي كرده و درصدد رفع آن برآييم.
او با تاكيد بر اين نكته كه هنر در محدوديت پرورش پيدا نمي كند، افزود: اين صحبت ها به معني آسيب شناسي راهي است كه قرار است طي شود و نه راهي كه مي خواهيم ببنديم. راهي كه قرار است برويم را مي خواهيم آسيب شناسي كنيم وگر نه كه مي توان بن بستي گذاشت تا راهي در ميان نباشد.
وزير ارشاد در ادامه از انقلاب اسلامي به مثابه انقلابي ياد كرد كه به خاطر نداشتن نظير و نمونه، مدلي در دنيا ندارد.

او در اين باره گفت: پشتوانه انقلاب سوسياليستي در نيكاراگوئه، 200سال تجربه سوسياليسم در جهان است و به همين خاطر مي تواند براي هنر يا برنامه هاي ديگر خود از الگوي سوسياليستي تبعيت كند، اما واقعه اي همچون انقلاب اسلامي نه بديل و مشابه و نه الگو و مدلي دارد كه بتوان آن را مبنا و اساس كار قرار داد.
هرندي تصريح كرد: گرچه انقلاب اسلامي قاعده مند است و نظم ايدئولوژيكي خاص و قانون دارد و اين قانون نيز مبتني بر احكامي است كه براي نوع اداره حكومت وضع شده، اما به خاطر نداشتن پيشينهاي كه مورد نظر ما است، بالمآل به خودش متوسل مي شود و خودش بايد كشف كند كه چه كند.
سردبير اسبق روزنامه كيهان، انقلاب اسلامي را با انقلاب هايي نظير اكتبر روسيه، انقلاب چين و انقلاب كبير فرانسه قابل قياس ندانست و اظهار داشت: اين درست كه آن ها از مناظري در قد و قواره ما بودند، اما نوع تحول اجتماعي و اتفاقي كه در مردم ما افتاد با آن انقلابات تطبيق نميكند. نميشود روح آن چه را كه مردم به واسطه آن انقلاب كردند از آن ها گرفت و روح جديدي در كالبد آن ها وارد كرد. هرجا هم كه اين كار انجام شده و خواسته اند چيزي از اين دست را به مردم تحميل كنند، پس زده شده و جواب نگرفته اند.
صفار هرندي در فرازي ديگر از سخنان خود، توجه حاضران در جلسه را به تئاتر هايي جلب كرد كه به رغم ضعيف بودن ساختار و تكنيك، موجي از مردم كوچه و بازار را به سمت خود ميكشانند و در اين باره از دو نمايش «زخم مدينه» و «خورشيد كاروان» ياد كرد.
او اضافه كرد: با وجودي كه كه اين دو تئاتر بارها روي صحنه آمده، هربار جمعيت زيادي به ديدن آن رفته اند. منظور من اين نيست كه اين تئاتر را تكثير كنيم، اما ميتوان ازآن الهام گرفت.
هرندي افزود: تئاتر اگر بتواند نسبت خود را با علائق مردم تعريف كند، رونق كارش بيش از اين مي شود كه حالا هست.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با تعميم مشكلات مشابه به سينما ، از رو به افول گذاشتن اين هنر در كشورمان يادكرد و با ذكر تاريخچه اي از علاقه مندي مردم به سينما در دهه60 ، گفت: آمار آن روزگار از جمعيت كمتر و سينمابروي بيش تر خبر مي دهد اما حالا با وجودي كه جمعيت بيشتر شده تعداد تماشاگران رو به كاهش گذاشته و به تعبيري مي توان آن را ورشكستگي تلقي كرد.
او كاركرد سينماي امروز ايران را تنها در برآوردن نيازهاي قشر خاصي از جامعه دانست و با انتقاد از دستمايه قراردادن سوژه تكراري و سطحي دختر و پسري، بر لزوم توجه به نيازهاي قشر وسيع تري از مردم كه هنر را زيبا مي خواهند و علايق و عواطف خود را در آن جا جستجو مي كنند و نيز دست كم مي خواهند در سالن هاي سينما امنيت اخلاقي داشته باشند، تاكيد كرد.
صفار هرندي در اين باره گفت: مخاطب ميخواهد لا اقل در سالن سينما امنيت داشته باشد كه ندارد. وقتي ميبيند فيلم با عرياني هر چه تمام تر پيامي را القا مي كند، جلو بچهاش خجالت مي كشد؛ بنابراين دست او را ميگيرد و از سينما خارجش مي كند.
او ادامه داد: گويا قلق مردم خوب دستمان نيست. نه دست ما كه در وزارت ارشاد هستيم و نه دست آنها كه در انجمنهاي هنري فعال هستند. اتفاقي توسط يك گروه خارجي در تئاتر تهران افتاد و صحنه اي به نمايش گذاشته شد كه نه با اخلاق و نه با دين و نه حتي با عرف مردم ما سازگار نبود. اين رفتار در جامعهاي كه پيشينه فرهنگي ندارد و ول است، شايد عادي و معمول باشد اما در جامعه ما كه تا بزرگتري وارد خانه مي شود همه جلو پايش بلند مي شوند، بديع است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: انتخابي كه چندي پيش مردم به آن دست زدند، نشان ميدهد كه نه مردم، نه مديران و نه اهالي هنر هيچ كدام نمي خواهند چنين رفتارهايي صورت بگيرد.
هرندي با يادآوري اين نكته كه بين وزارت ارشاد و جامعه هنري كمتر درباره چنين مسايلي صبت شده است، خواستار تكرار جلساتي از اين دست شد.
وزير ارشاد در بخشي ديگر از گفته هاي خود، تصويري را كه از ايران در بعضي از فيلمهاي داخلي به خارجيها ارايه مي شود ناقص خواند و اظهار داشت: حاصل اين گونه فيلم ها اين است كه وقتي توريست وارد كشور ميشود و پيشرفت هاي ظاهري را ميبيند از خود ميپرسد شما اين چيزها را كي به دست آورده ايد؟
صفارهرندي افزود: تصويري كه اين گونه فيلم ها از كشور براي او ساختهاند، به جاي شهروند زاغه نشيناني را ترسيم ميكند كه هنوز سوار شتر مي شوند. آن ها وقتي به كشور ما مي آيند تعجب مي كنند كه ما سوار ماشين ميشويم، مترو داريم و در عرصه انرژي هسته اي صاحب سر و مبدع شدهايم.
به اعتقاد هرندي در حق جامعه ما جفا شده است،چون با وجودي كه آمار با سواد هاي ما از كشور تركيه نيز بالاتر است، همه جا در شكل يك جامعه بي سواد و بي فرهنگ تصوير شده ايم.
صفار هرندي خود را آدمي عميقا مذهبي معرفي كرد و با اشاره به اين كه بين اعتقادات و زندگي اجتماعياش فاصله اي نمي بيند، گفت: عمل من مبتني بر اعتقادات من است. دنبال كردن حل مشكلات فرهنگي هنري كشور براي من خدمتگذار نوعي عبادت محسوب مي شود و حاصل اين پيگيري، تامين مملكتي است كه هر روز بر عزتش افزوده مي شود.
او اظهار داشت: بر خلاف برخي هياهوها ما واقعا به جايگاه رسيده ايم. شما مي توانيد به ايراني بودنتان افتخار كنيد و شاهد سياسي آن همين ماجراي هسته اي است.
صفار هرندي ادامه داد: برخي با تمام ادعاهايشان، با توپ و تشر مختصري بساط تاسيسات هسته اي كشورشان را بار شتر كردند و فرستادند آمريكا و گفتند ما نخواستيم، اما در اين مملكت به پشتوانه ريشه انقلابي و حمايت مردمي، ماجرا فرق ميكند.
به گفته او اگر دولت بخواهد،20هزار دانشجو در اين سرماي سوزان جمع ميشوند دور سايت نطنز و مي گويند اگر كسي متعرض بشود با جنس ما كه اگر فراخوان بدهيم 2 ميليون نفر مي شوند، طرف خواهد بود.
هرندي افزود: در دولت قبل، وقتي آقايان به اميد اين كه از آن طرف رغبت و همراهي خواهند ديد، بعد از هشدار اول، UCF اصفهان را تعطيل كردند، اما آن طرف به ناتو بازي خود ادامه داد و گفت حالا بايد فكر همچو چيزي را هم از سر بيرون كنيد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه گفت: دولت با ديدن اين چيزها گفت ما UCF را از سر مي گيريم و از فلان روز هم شروع كردند. اولين واكنش بعد از اين تصميم اين بود كه از فردا اوضاع كن فيكون مي شود اما ديديم كه دو هفته بعد خود آن ها پيام دادند كه بياييد مذاكره كنيم.
صفار هرندي عنوان كرد: چنين ملتي با اين ميزان اعتبار و غرور و غيرتي كه دارد، واقعا استحقاق اين را دارد كه همه چيزش در همين حد و اندازه باشد، نه اين كه چنين تصاويري از او ارائه بدهند.
او گفت: نمايش قدرت در كشورها كم اجرا نشده. در كشور ما بزرگترين اين نمايش ها، نمايش روز عاشورا است. در اين نمايش همه مردم بيرون ميريزند. آقاي ]عزت الله[انتظامي به همان دليل در اين روز بيرون مي آيند كه فلان آيت الله يا فلان فرد عادي. اين ماجرا به مردم قدرت مي دهد تا اگر يك روز فراخوان دادند،60 ميليون نفر بيرون بريزند كما اين كه اين فراخوان نيز هر سال تكرار مي شود.
هرندي در ادامه تصريح كرد : سوال اين است كه هنر، كتاب و مطبوعات ما تا چه اندازه بر اساس اين عقبه و پشتوانه تنظيم شده است؟
او گفت: دنيا از ما فيلم هاي موسوم به روشنفكري كه در فرانسه ساخته مي شود نمي خواهد. عيبي ندارد كه ما از آن دست فيلم ها هم بسازيم كه بگوييم ما هم بلديم، اما آن چيزي كه بايد از ايران بيرون برود و پيام بدهد، آن چيزي ست كه گوياي همه واقعيت هاي ما و تاريخ ما باشد.
اين مقام ارشد فرهنگ و هنر رسمي كشور، با يادآوري اين نكته كه اين صحبت ها را به عنوان يك رفيق مي گويد و نه از موضع يك وزير، از حاضران خواست اين گفت و شنود ها هر چه بيشتر اتفاق بيافتد تا از اين رهگذر بتوان گره ها را باز كرد و راهكار هاي مناسبي جست.
او گفت: اميدم اين است كه شما مشرب استغنا و كرامت ايراني اسلامي را در مدرسه هاي محل تعليم خود جاري كنيد تا شاگردان بياموزند كه درس نگرفته نمي توان استاد شد و خاك صحنه نخورده و رنج فيلم نبرده، نمي توان به يكباره تحول ايجاد كرد.
او در بخشي ديگر از جلسه ياد شده دولت را بدهكار جامعه هنري دانست و بودجه 190 ميلياردي وزارت ارشاد را كه بايد صرف فرهنگ و هنر كشور شود و پاسخگوي مشكلات هنرمندان باشد، بسيار اندك عنوان كرد.
هرندي در اين رابطه نيز اظهار داشت: چندي پيش در سازمان برنامه و بودجه مطرح كرديم كه با اين بودجه انتظاري كه دوستان دارند برآورده نمي شود و آن چه براي اين وزارتخانه در نظر گرفته شده،آبروريزي است.
او در پايان گفت: حتي اگر هزار و 900 ميليارد تومان هم براي بخش فرهنگ و هنر در نظر بگيرند باز زمينه براي مصرف دارد. وظيفه من كه احساس مي كنم تداركاتچي جامعه فرهنگي هنري هستم رسيدگي و حل مشكلات اين بخش از جامعه است.
در حاشيهی جلسه:
* بهروز غريب پور، مدير عامل خانه هنرمندان ايران، در ابتداي جلسه گزارشي از فعاليت هاي خانه هنرمندان ايران به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ارايه كرد.بنا به گزارش او، صرف نظر از تعداد بازديدكنندگان غير قابل شمارش، تا به امروز 937 هزار و 134 نفر از برنامه هاي خانهي هنرمندان ايران استفاده كرده و 261 هزار و 333 نفر از سايت آن بازديد كرده اند.
* وزير در ابتداي اين نشست با زنده كردن ياد و خاطره مرحوم مرتضي مميز، عضو فقيد شوراي عالي خانهي هنرمندان ايران، گفت: با دوستان مشورت كرده بودم كه در مراسم تشييع ايشان شركت كنم اما سفر مشهد كه از قبل تنظيم شده بود، مانع شد، به همين دليل با ارسال آن پيام ارادت خود را عرض كردم.
* او همچنين سابقه آشنايي خود با هنرمندان حاضر در جلسه را يادآوردي كرد.
هرندي در اين باره به استاد اميرخاني اشاره كرد و خود را با يك واسطه شاگرد ايشان دانست. عزت الله انتظامي را به خاطر بازي بي بديل و قوي او در يكي از فيلم هاي پيش از انقلابش ستود. از بازي بهزاد فراهاني در يكي از تئاتر هاي سياسي در آستانه انقلاب اسلامي ياد كرد و از ارتباطش با محمد علي نجفي در حسينيه ارشاد گفت. او همچنين بازي درخشان ايرج راد در سريال وزير مختار را ستود.
بهروز غريب پور، مدير عامل خانهي هنرمندان ايران، در پايان جلسه از هرندي خواستار ادامه پيدا كردن اين جلسات شد. او گفت: خواسته هاي شما هم پاسخ دارد و هم راه كار. اميدواريم طوري وقت تعيين كنيد تا اين مجالست بيشتر شود.

دوشنبه 7آذر،مرتضي مميز را همان طور كه وصيت كرده بود،كنارمزار همسرش، در گورستان امام زاده علي اكبر روستاي تكيه از توابع دهات «باغبان كلا»ی كردان در حومه شهرستان كرج به خاك سپردند.
آيدين آغداشلو، عليرضا سميع آذر، فرشيد مثقالي، بهمن فرمان آرا، هوشنگ مرادي كرماني، نصرالله ناصح پور، رضا هدايت، بهزاد فراهاني، فهيمه رحيم نيا، خانواده مميز، تعداد بسياري عكاس و خبرنگار از مطبوعات و فوج فوج مردم اهل هنر و اهل محل، عمده كساني بودند كه در تشييع و به خاك دادن او دامنه هاي گورستان بر كوه نشسته را بالا مي رفتند.
اين بود تا آن در كفن پيچيده را بالا آوردند -لا اله الا الله گويان. بر ميتاش نماز گذاردند و زان پس در گورش خوابانده، خاك سرد بر امضاي او كه بر سفيداي كفن نقش بسته بود ريختند.
گور نه،گويي گلستاني بود. بر دامنه ها؛ خاربوته هاي خزان زده كوهي، در افق؛ البرزكوه بلند، پيش رو؛ سپيدارهاي گردن كشيده و در هوا؛ رقص رنگين برگ هاي خشك چنار.
گورها، گور مميز و همسرش، محاط محيطي بودند از درخت و گل. از آن درخت ها يكي كاجكي بود جوان، گو هزار سال بعد درختي شود گشن و اين مميز و آن همسر را سايه باني هميشگي.
از آن امامزاده گفتن همين بس كه از سادات بوده است و علي اكبر نام. درود خدا بر او باد. آن سيد به گور خفته را زير چناري به خاك سپردهاند كه هزاره اي و شايد نيم هزاره اي پيش نهالي بوده است خرد، همچون آن كاج نشا شده بر گور مميز كه شايد نيم هزاره اي بعد كاجي باشد استوار- اگر آدميان همچنان كه امروز، جفا پيشه نكنند.
بام بقعه سيد، مخروطي بود قصيلي رنگ از خشت و گل. بقعه متبرك بود اما به علت قلت ساكنان متروك بود و خاموش.
چون آن گور بر دامنه بود و عزا پيشگان بر بلنداي آن مستقر، پنداري آن مرد هنر را در آسماني دفن مي كنند به رنگ خاك و نه به رسم آسمان، مينايي.
چون آفتاب بر جانب مغرب آفل شد، از زاري كنندگان هيچ يك نمانده بودند جز دو پيرزن و باد كه به سردي مي وزيد و الحمد آن ها را به زمستان سخت آتي مي برد تا همراه با هر دانه برف، ببارد بر گور اين مميز كه حالا به خاكش كرده اند.
از سوز سرد، به خود مچاله، دامنه را پايين آمدم. در راه بازگشت به ياد آوردم از شاعري اين شعر را كه :
از اين جهان تنها بادي كه از ميان درختان در گذر است بر جاي خواهد ماند.
آنك باد و آنك ديگر بار باد و آنك زمستان پيش رو.
مميز حالا در گور خفته است اما شايد هزاره اي بعد يا نيم هزاره اي بعد...
عليرضا روشن
گفتوگوي من با اورسالا هولپ و مونيكا بيجدان

اورسالا هولپ، مسوول و هماهنگ كننده بخش خاورميانه نمايشگاه كتاب فرانكفورت و تعدادي از ناشران آلماني،مثل انتشارات پيتاهاما، در هجدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران جلسه اي را با حضور تعدادي از ناشران و تصويرگران كتاب كودك ايران در بازار جهاني كتاب ترتيب دادند. غرض از اين جلسه، درآوردن قابليت و جذابيت خفته در تصويرگري كتاب هاي كودك ايراني از جنبه صرفا داخلي و اشاعه آن در سطح بينالمللي بود. آن ها معتقد بودند كه تنوع و ظرفيت هايي كه انديشه ايراني در دسترس تصويرگران ايراني مي گذارد بهتر است به جاهاي ديگر جهان هم سرايت كند. همان جا به همديگر وعده برگزاري وركشاپي را با حضور تصويرگراني كه جوايز ملي و بين المللي گوناگوني را احراز كرده بودند ، دادند كه سرانجام در هفته اي كه گذشت، برگزار شد. دراين وركشاپ هم نمايندگان كشور آلمان (هولپ و مونيكا بيجدان) و هم نمايندگان شوراي كتاب كودك ايران و هم 25 تصوير گر برتر كتاب كودك حضور داشتند. در ميانهي اين جلسه فرصتي دست داد تا با دو بانوي آلماني كه نامشان ذكر شد گفت و گو كنيم كه اين جا مي خوانيد:
هدف از برگزاري WORK SHOP( وركشاپ) تصويرسازي كتاب كودك در ايران چه بود ؟
اورسالا هولپ: ما به نمايندگی از نمايشگاه كتاب فرانكفورت در نمايشگاه كتاب تهران شركت میكنيم و هدفمان از اين حضور، معرفی و عرضهی كتابهای آلمانی در ايران است. البته در كنار آن، در نمايشگاه كتاب تهران،هم غرفهای برای نشر آلمان برپا میكنيم و هم برنامههای فرهنگی و تخصصی برگزار میكنيم.
اين را بگويم كه چون در ايران «موسسهی گوته» وجود ندارد، برای ايجاد ارتباط از شعبهی فرهنگی سفارت آلمان كمك میگيريم.
از سال 1998 كه ناشران ايرانی در نمايشگاه كتاب فرانكفورت شركت كردند- چه به عنوان غرفهدار و چه در مقام بازديدكننده- ارتباط بين ما- يعنی آلمان و ايران- بيشتر و نزديكتر شده است.
به دنبال جلسهای كه سال گذشته با حضور ناشران كتابهای كودك در بازار جهانی نمايشگاه كتاب تهران برگزار شد، اين بحث پيش آمد كه چه مشكلات و موانعی بر سر راهيابی كتابهای كودك ايران به بازارهای اروپا و حتی جهان وجود دارد و چطور میتوان به اين كار تحقق بخشيد؟ در آن جلسه آن چه مشهود بود، اختلاف سليقهای بود كه ناشران بر سر انتظاراتشان از كتاب كودك داشتند. بعد از اين بود كه فكر كرديم بهتر است كه وركشاپ مشتركی را با حضور تصويرگران كتاب كودك ايران برگزار كنيم تا به توافق برسيم و همديگر را بيشتر درك كنيم، و نيز پی ببريم كه جامعهی ايران و متقابلاً آلمان، چه نوع كتابی را میپسندد و چگونه تكنيكی را و اين كه اساساً چرا بايد با هم مرتبط باشيم!
چندي قبل از برگزاري اين كلاس ، تصويرگران ايراني موفق به دريافت جوايزي در براتيسلاوا(اسلواكي) شده بودند . آيا شركت كنندگان اين وركشاپ همانهايي هستند كه در آن جشنواره شركت داشتند ؟
هولپ: تصويرگرانی كه در وركشاپ شركت كردند، همگی در جشنوارههای ملی و بينالمللی جايزه بردهاند؛ مثل يونيما، براتيسلاوا و ... تعداد آنها مجموعاً 25 نفر است، در حالی كه انجمن تصويرگران كتاب كودك در ايران، 120 عضو دارد. ما برای انتخاب اعضا چندين جلسه با انجمن تصويرگران كتاب كودك شما گذاشتيم و مفصل بر سر اين كه چه كسانی در اين وركشاپ شركت كنند، بحث كرديم و شرط گذاشتيم. خب! به جز انجمن، تصويرگران بسيار ديگری هم هستند و برای همين اين شرط را گذاشتيم كه تنها كسانی در اين وركشاپ شركت كنند كه جايزه برده باشند.
خانم بيجدان! انتشار برخي كتب پرطرفدار مثل هري پاتر بازار فروش باقي كتابها را با خطرمواجه ميكند . شما براي برقراري تعادل د رفروش كتاب هاي كودك چه كرديد ؟
مونيكا بيجدان: هری پاتر بر نشر آلمان تأثير زيادی گذاشت و ما خيلی سعی كرديم تا كتابهای ديگر هم فروش بروند و تعادل بازار كتاب به هم نريزد . انتشارات پيتاهاما از سالهای گذشته بسيار زحمت كشيده و با كتابفروشها همكاری كرده است. كتابفروشها در آلمان همكاران مهمی هستند و در حوزهی آموزش خيلی فعالند. آنها هم آموزش میدهند كه فروش كتاب بالا برود و هم توجه مخاطبان را به خواندن كتاب كودك جلب میكنند. كتابهای كودك بازاری نيست و كيفيت بالاتری دارند.. كتابفروشها در آلمان با خريداران دربارهی كتابها صحبت میكنند و توضيح میدهند. برای همين است كه روی بخش آموزش تاكيد میكنيم.
به اعتقاد شما وركشاپي كه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد ، تا چه اندازه موفق بوده و آيا لازم است تداوم پيدا كند؟
بيجدان: به عقيدهی من،نه يك وركشاپ كه وركشاپهای متعددی بايد برگزار شود، گرچه اين مساله را ميزان بودجه تعيين میكند. اين وركشاپ به دو بخش تئوريك و عملی تقسيم میشد. تصويرگران بيشتر به بخش نظری وركشاپ تمايل داشتند چون تاريخ كتاب كودك را تا امروز مرور میكرد.
بحثی هم داشتيم دربارهی توزيع كتاب ؛ اين كه چه روشهايی اتخاذ كنيم كه تمايل به خريد در مردم بيشتر بشود. امروزه همراه با كتاب، وسائل تزئينی ديگری عرضه میكنند تا تمايل بچهها به خريدن كتاب و خواندن آن بالا برود. به نظرم اين شيوه و تكنيك برای تصويرگران میتواند مفيد باشد.
تصويرگري كتاب را در ايران چگونه ارزيابي مي كنيد و چه ويژگی در تصويرگری كتابهاي ايراني برايتان چذاب بوده است؟
بيجدان: تنوع در تصويرگری كتابهای كودك ايران آن قدر زياد است كه به راحتی نمیشود گفت كدام را بيشتر میپسندم. تصويرگری در ايران در سطح بالايی است. اميدوارم بتوانم در آينده بين ايران و كشورهای ديگر ارتباط برقرار كنم.
آيا ناشران ايرانی كتابهای خود را در اختيارناشران آلماني قرار داده اند واگرنه چه تصميماتي برای ايجاد اين همكاري اتخاذ كرده ايد؟
بيجدان: ما تا به حال هيچ ترجمهای از كتابهای ايران منتشر نكردهايم ولی اين سفرها امكانات خوبی را برای آينده فراهم میكند. كار انتشارات پيتاهاما كه انتشارات كوچكی هم هست، چاپ و نشر كتابهای كودك و نوجوان است، به همين خاطر بيشتر با نويسندگان آلمان كار میكنيم و كمتر از خارج كتاب میخريم.
بيجدان: اين وركشاپ خيلی زنده و فعال است. راجع به چيزهايی مختلف بحث كرديم. فرصت مناسبی بود چون فكر كردم كمتر وقتی برای اين گردهمايیها پيش میآيد. انتشارات افق كار جالبی كرده است. از چند سال پيش بخشی از انتشارات خود را را به ترجمه و انتشار ادبيات كودك خارجی اختصاص داده است. فكر كنم بايد بخشی را هم به ادبيات آلمانی اختصاص بدهد.
من از کار کردن لذت می برم حتي در روزهاي تعطيل . فردا روز شهادت است و من بايد كار كنم اما به هيچ وجه اين كاركردن را نمي پسندم. فردا براي هميشه از مقابل خانهي هنرمندان ايران به مرتضي مميز بدرود مي گوييم و او را تا منزلگه آخرينش بدرقه خواهيم كرد . با حلقه اشكي در چشم و با اندوهي بي كران .مميز را دوست مي داشتم و برايش احترام فراواني قائل بودم اما با اندهي فراوان اين خبر را تيتر يك سايت كردم :
مرتضی مميز، گرافيست چيره دست ايران، همو كه طرحهايش جلد بهترين كتابهای مطرح ادبی، علمی و هنری چند دههی گذشته را به خود مزين كرده بود، صبح امروز، (شنبه- 5 آذر) در بيمارستان آبان تهران، ره به جهانی بسيار ايمنتر و امنتر از جهانی كه ما ساختهايم، سپرد.
استاد عبوسچهرهی مهربان قلب گرافيك، در حالی برای هميشه قلمهايش را در قلمدانش تنها گذاشت و رفت كه در حيات 69 سالهاش- فرصتی كه به گفتهی كافكا به بیشرمانهتر شكلی كوتاه است- بسيار خواند، بسيار كشيد و بسيار ساخت و بسيار نوشت.
او به سال 1315 در تهران متولد شد. نقاشی را در دانشكدهی هنرهای زيبای دانشگاه تهران تحصيل كرد (جايی كه بعدتر رشتهی گرافيك را در آن بنياد گذاشت) و از مدرسهی عالی هنرهای تزئينی شهر پاريس نيز گواهینامه طراحی غرفه، ويترين و معماری گرفت، كه حاصل تجربهاندوزی در اين دو رشته، علاوه بر تعداد كثيری نمايشگاه و طرح جلد كتاب و نشريه، ساخت 3 فيلم انيميشن و طراحی صحنه و لباس 14 تئاتر و 2 فيلم سينمايی برد.
مميز را خوانندگانی كه جوانی و يا پختگی را در دهههای 40 و 50 پشت سر گذاشتهاند، به خاطر طرحهايی كه رو يا توی مجلاتی چون كتاب هفته، كتاب جمعه، رودكی، كيوان، ايران آباد و ... كشيده بود، بهتر و خوبترمیشناسند.
حاصل قلم او كه از تجربه و فراست ساليان وام میگرفت، علاوه بر طراحی نشانه برای ارگانهای مختلف (مثل بانك صادرات) تعدادی عنوان كتاب بود به نامهای «
مرتضی مميز، گرافيست چيره دست ايران، همو كه طرحهايش جلد بهترين كتابهای مطرح ادبی، علمی و هنری چند دههی گذشته را به خود مزين كرده بود، صبح امروز، (شنبه- 5 آذر) در بيمارستان آبان تهران، ره به جهانی بسيار ايمنتر و امنتر از جهانی كه ما ساختهايم، سپرد.
استاد عبوسچهرهی مهربان قلب گرافيك، در حالی برای هميشه قلمهايش را در قلمدانش تنها گذاشت و رفت كه در حيات 69 سالهاش- فرصتی كه به گفتهی كافكا به بیشرمانهتر شكلی كوتاه است- بسيار خواند، بسيار كشيد و بسيار ساخت و بسيار نوشت.
او به سال 1315 در تهران متولد شد. نقاشی را در دانشكدهی هنرهای زيبای دانشگاه تهران تحصيل كرد (جايی كه بعدتر رشتهی گرافيك را در آن بنياد گذاشت) و از مدرسهی عالی هنرهای تزئينی شهر پاريس نيز گواهینامه طراحی غرفه، ويترين و معماری گرفت، كه حاصل تجربهاندوزی در اين دو رشته، علاوه بر تعداد كثيری نمايشگاه و طرح جلد كتاب و نشريه، ساخت 3 فيلم انيميشن و طراحی صحنه و لباس 14 تئاتر و 2 فيلم سينمايی برد.
مميز را خوانندگانی كه جوانی و يا پختگی را در دهههای 40 و 50 پشت سر گذاشتهاند، به خاطر طرحهايی كه رو يا توی مجلاتی چون كتاب هفته، كتاب جمعه، رودكی، كيوان، ايران آباد و ... كشيده بود، بهتر و خوبترمیشناسند.
حاصل قلم او كه از تجربه و فراست ساليان وام میگرفت، علاوه بر طراحی نشانه برای ارگانهای مختلف (مثل بانك صادرات) تعدادی عنوان كتاب بود به نامهای «طراحی گرافيك چيست؟»، «هنر گرافيك در ايران»، «نشانهها» و «طراحی جلد كتاب».
« ديپلم بیينال پوستر ورشو»، جايزهی «طراح شاعر» از فستيوال فيلم كن، ديپلم فستيوال فيلم مسكو به خاطر فيلم «يك نقطهی سبز» و ... تشكر غيرايرانیها از او بوده و در ايران نيز، هم چهرهی ماندگار شناخته شد، هم لقب «پدر گرافيك ايران» گرفت و هم به كرات وبه مناسبتهای مختلف جايزههای گوناگون نصيب خود كرد.
طراحی گرافيك چيست؟»، «هنر گرافيك در ايران»، «نشانهها» و «طراحی جلد كتاب».
« ديپلم بیينال پوستر ورشو»، جايزهی «طراح شاعر» از فستيوال فيلم كن، ديپلم فستيوال فيلم مسكو به خاطر فيلم «يك نقطهی سبز» و ... تشكر غيرايرانیها از او بوده و در ايران نيز، هم چهرهی ماندگار شناخته شد، هم لقب «پدر گرافيك ايران» گرفت و هم به كرات وبه مناسبتهای مختلف جايزههای گوناگون نصيب خود كرد.
گزارش من : دیدارمشاور رئيس جمهور جلیل بشارتی از خانه هنرمندان ایران

مشاور رئيس جمهور و رئيس دفتر مناطق محروم كشور، در جريان بازديد از نمايشگاه عكس زلزله پاكستان درخانهی هنرمندان ايران و آشنايی با اين موسسه فرهنگی، خواستار افتتاح شعبه های خانه هنرمندان ايران در مناطق مختلف كشور شد.
به گزارش سايت خبري خانهی هنرمندان ايران ، «جليل بشارتی» گفت:«اين محل در چارچوب قوانين اسلامی و با رعايت موازين اسلامی فعاليت كرده و میتواند فرصتي براي عملي شدن اندوخته هاي تئوریك هنرمندان و دانشجويان هنر باشد.»
بشارتی با ابراز تاسف ازاين كه تاكنون ذوق و قريحه جوانان درتوليد آثارهنری مورد غفلت واقع شده ، افزود:« بايد دانش آنها به روز شود، هنوز ذوقهای خفتهای در شهرستانها وجود دارد كه دولت میتواند در جهت رشد و پيشرفت آنها سرمايهگذاری كند. هنرهايی مثل تئاتر، سينما، نقاشی و عكس از جمله هنرهايي هستند كه قابليت هاي مختلف دارند و سرمايه گذاري در اين قبيل هنرها داراي نتايج ارزنده اي خواهد بود»
وي افزود:« در نقاشي مي توان سرمايه گذاري بيشتري كرد و بر ميزان دانشجويان و فعاليت دانشگاهي افزود.»
مشاور رياست جمهوری در پاسخ به سوال خبرنگار سايت خانه هنرمندان ايران كه به فاصله مسؤلين و هنرمندان اشاره كرد ، به تعامل هر چه بيشتر ميان هنرمندان با دولتمردان تاكيد كرد و افزود:«البته اين عدم شناخت دو طرفه است، بايد ديوارها برداشته شود».
وی سپس به توصيف خانهی هنرمندان ايران پرداخت و اين محل را محيطی امن برای كارهای فرهنگی و هنری معرفی كرد و گفت:«حتی شده به صورت شفاهی نيز به هيات دولت اعلام میكنم كه از خانهی هنرمندان ايران بازديد كنند و با هنرمندان و آثار آنها رابطهی بيشتری ايجاد كنند».
بشارتی سپس به بهانهی توصيف از نمايشگاه عكس زلزلهی پاكستان به بيان كمكهای ايران به زلزلهزدگان پرداخت و گفت:«در زلزلهی پاكستان بيش از 80 هزار نفر يعنی دو برابر زلزلهی بم كشته شدند و بقيه بازماندگان نيز در خطر هستند.»
به گفتهی وی دولت جمهوری اسلامی ايران حدود 5 ميليون دلار كمك بلاعوض به پاكستان اعطا كرده و وزير مسكن نيز پس از بازديد از پاكستان راجع به بازسازی اين شهر قرارهايی گذاشتهاند.
مشاور رياست جمهوری همچنين از كمكهای هلال احمر و بيمارستان صحرايی و كمكهای غذايی و پوششي دولت ايران به زلزلهزدگان ياد كرد و خواستار كمكرسانی هر چه بيشتر به مسلمانان اين كشور شد.
بشارتي در به تاثير خانه هنرمندان ايران بر وي ادامه داد و ضمن تذكر اين نكته كه براي اولين بار ازبا چنين مؤسسه اي با خبر شده و فضاهاي مختلف آن بر وي تاثير گذاشته اند اشاره كرد و گفت: « رستوران گياهی خانهی هنرمندان ايران در نوع خود منحصر به فرد است .»
و از سقاخانهی هنرمندان به عنوان مكانی معنوی ياد كرد ودرباره اثر هفت چناركيارستمي كه در طبقه دوم و در كوريدور نصب شده است ، گفت :« اثر برجسته هنرمند سينماي ايران عباس كيارستمي فضاي سنتي و زيبايي را در اين مكان بوجود آورده است .»
بشارتی همچنين ساختمان خانهی هنرمندان ايران را محلی ساده و در عين حال زيبا خواند و از فعاليتهای آن استقبال كرده و خواستار رابطه بيشتر با هنرمندان شد.
گفت وگوی من با حسین خسروجردی
حسين خسروجردی هنرمند نقاش شب گذشته ، چهارشنبه 25 آبان ماه،از نمايشگاه عكسهای محمد فرنود و كاوه گلستان ديدن كرد . خسروجردی كه در زمينههای نقاشی، مجسمهسازی، گرافيك، كاريكاتور و طراحی صحنه فعاليت میكند ، مشغول آماده سازی تازهترين نقاشیهای خود است؛ او قرار است كارهايش را در كرمان و كردستان به نمايش بگذارد. نظرات اين هنرمند درباره نمايشگاه عكسهای جنگ در نوع خود جالب و خواندنی است.