نخستين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت با همكاري با همكاري نهادها و مراكز فرهنگي، از ششم آذرماه در موزه هنرهای معاصر تهران و موزه هنرهای معاصر فلسطين بصورت همزمان برگزار شد. اين جشنواره كه در اوان برگزاري آن گمانه زني بر عدم استقبال و يا عدم همكاري غالب هنرمندان را متوجه خود ساخته بود، با استقبال 1332 هنرمند جوان و برجسته در هشت بخش نقاشي، پوستر، عكس، كاريكاتور، تصويرسازي، حجم، تايپوگرافي و انيميشن مواجه شد و آن نگراني پيشين را باطل كرد. نگراني ديگر در برپايي اين نمايشگاه،فارغ شدن از كليشه ها و عدم تكراري بودن آثار بود كه بر خلاف نظر حبيبالله صادقي، دبير علمي همايش جشنواره و سرپرست موزه هنرهاي معاصر كه در نشست خبري برگزاركنندگان نخستين جشنواره ملي هنرهاي تجسمي مقاومت گفته بود: «همه آثار اين نمايشگاه تازهاند و كار تكراري نداريم و همه اين آثار تازه و بديع، هنرمندانه و خلاقانه هستند و كار شعاري يا سفارشي در بين آثار نيست و همهي اين آثار داراي شايستگي هستند.» شاهد شركت داده شدن آثاري در جشنواره بوديم كه طي بيست سال گذشته در مناسب هايي اين چنيني شركت داده شده بودن و به اعتراف اغلب بازديدكنندگان تكراري و كليشه اي به نظر مي آمدند.حال با در نظر گرفتن تمام دشواري هاي برپايي و هدايت جشنواره اي با اين عظمت،برگزاركنندگان جشنواره كه پيش از انتشار فراخوان حضور ششصد اثر در نمايشگاه را گامي رو به جلو قلمداد مي كردند،بي شك مي توانستند با نگاهي گزينشي تر از ميان 3353 اثري كه در نمايشگاه شركت داده شده است ،آثاري را برگزينند كه رنگ و بوي تكرار و كليشه هاي مرسوم در آن كمتر به چشم بيايد و اين خود سبب افزوني جذابيت بصري آثار براي مخاطبان مي شد.
بي ترديد مقاومت و مفهوم آن براي هر كه شرافت ايماني و انساني دارد، مفهمومي متعالي و ارزشمند است. اما توجه به خواستگاه نسلي كه در آستانه فراغت و فاصله گيري از مفهوم مقاومت قرار دارد،امري مهم و ضروري است.
جشنواره هنرهای تجسمی مقاومت با تعريف مفهوم مقاومت؛ دفاع در برابر هر گونه ظلم و تجاوز، دفاع در برابر هر گونه پليدي و تاريكي، دفاع در برابر هر گونه انحصار طلبي ، استبداد و بي عدا و اهدافی چون ، نمايش آثار تجسمی با موضوع مقاومت و پايداری ، تاکيد بر عنصر مقاومت و پايداری در هنرهای معاصر ، نقد و تجزيه و تحليل جلوه های مقاومت در آئينه هنرهای تجسمی امروز ايران ، ايجاد زمينه مناسب برای تشکيل موزه هنر مقاومت توسط انجمن هنرهای تجسمی برگزار شد.اين جشنواره كه به واسطه ي حضور مستمر قشري از هنرمندان ايراني در صحنه هاي بزرگ دفاع و مقاومت شكل گرفت، با ارائه آثار جوانان هنرمند در بخشهای مختلف اولين جشنواره ملی هنرهای تجسمی مقاومت توانست ارتباط بصري مفيدي ميان ساير هنرمندان با وضوع مقاومت ايجاد كند، بطوري كه به اعتراف هنرمندان حوزه هاي مختلف هنرهاي تجسمي اين جشنواره در تغيير نگاه هنرمندان موثر بوده است. رضا عابدبنی داور بخش تابپوگرافی و پوستر جشنواره مقاومت معتقد است: «هر واقعه ای حتی اگر نتايج مطلوب برگزار کننده اش را تامين نکند، همين قدر که توجه افراد در اين صنف را به موضوع جشنواره جلب کند موفق عمل کرده است. جشنواره هنرهای تجسمی مقاومت در تغيير نگاه هنرمندان به مقوله مقاومت تاثيرگذار بود.»
با اين ديدگاه كه جشنواره اي بتواند نهاد هنرمندان و مخاطباني را كه به موضوعيت جشنواره نقادانه نگاه مي كنند، تغير دهد؛برگزاركنندگان جشنواره بايد با در نظر گرفتن عدم كاربري آثار به نمايش در آمده و تكراري، تمامي هنرمندان را جذب اين موضوع پر اهميت كنند.
نخستين جشنواره ملی هنرهای تجسمی مقاومت با وامگيري از اندوخته تجربه گران سنگ برگزاري دوره نخست بايد تلاش كند تا در برپايي دومين جشنواره بر اعتبار و كارآمدي خود بيافزايد، چرا كه در اين جشنواره نو پا كه در هشت كلاسه جدا و با محوريت مقاومت برگزار شد، انسجام مفهومي آثار به شكل قابل ملاحظه اي حفظ شده بود اما در انسجام كيفي در بخش هاي گوناگون (حجم،پوستر و انيميشن) بعضي از آثار به لحاظ فرم و تركيب بندي فراتر از انتظار بودند و در بخش هاي ديگر (نقاشي،عكس و تصويرسازی) بعضي از آثار آنقدر نازل بودند كه نمايش آنها در جشنواره قدري عجيب به نطر مي رسيد در همين راستا مرتضي اسدي، استاد دانشگاه و پيشكسوت نقاشي چنين ابراز مي دارد:« متاسفانه در اين سالها ما براي دوران دفاع مقدس آنچنان كاري انجام ندادهايم و شايد،20 ، 10 تابلو كار شده باشد كه به شكلي ايدهال به مفهومي چون "مقاومت" پرداخته اما كافي نيست.».
جشنواره اي با مفهوم و موضوع مقاومت بي شك نيازمند حمايت و همسويي جريان هاي فكري متكثر در جامعه است كه با بالندگي و توان خود بتواند به جايگاهي والاتر از اين دست يابد.بهر حال آنقدر هم نمي توان بر شكل اجرايي جشنواره خورده گرفت چرا كه در تجربه نخست نا خواسته شكل اجرايي به سمت برگزاري آزمون و خطاوار مي رود و طبعاً چيدمان و گزينش قدري با دغدغه كمتري صورت مي گيرد.
در حالي كه با نگاهي اجمالي مي توان توجه به بخش پژوهشي و تلاش براي آشنايي نسل جديد با موضوع مقاومت را برگرفته از هوشمندي گروه پژوهشي جشنواره نخست ارزيابي كرد.
با توجه به اظهارات دبير علمي همايش جشنواره سال آينده بصورت بين المللي برگزار خواهد شد و اين خود نويد پيشرفت و گامي رو به پيش است كه در صورت وجود زمان بندي و برنامه ريزي منسجم برگزاركنندگان، اين جشنواره مي تواند در كمال آرامش و فارغ از هر گونه شتاب زدگي برگزار شود و با تكيه بر اين پشتوانه و استفاده از پتانسيل ايمان و باور مفهوم مقاومت مي تواند به يكي از جريان سازترين جشنواره هاي معتبر هنرهاي تجسمي در مشرق زمين تبديل شود.
جشنواره ملی هنرهای تجسمی مقاومت با استقبال بيش از چهارده هزار نقر در موزه هنرهای معاصر تهران و موزه هنرهای معاصر فلسطين برگزار شد و تا هشتم دي ما در موزه هنرهای معاصر تهران ادامه خواهد داشت.
اپرج زند را بايد شناخت كه او بيشك در اين قيل و قال سياستزده جهانامروز ما نادرهاي بود، همان ستاره پر فروغي كه پر ميكشد تا اوج كهكشان و اين جهش بلند به يكباره سقوط ميكند.ايرج كريمخانزند، شاگرد «محسن وزيريمقدم»، قديميترين مدرنيسم ايراني، متولد1329 در تهران. سال 1347 به هنرستان هنرهای زيبای تهران رفت. آشفته فضاهای دانشگاهها بخصوص دانشگاه تهران بود و بعد وارد خدمت سربازی شد. دانشگاه هنر رفته اما آن را رها كرده و به پاريس رفت. سال 1970 به بعد كه سالهای پرباری بود و آرامشی نسبی در جهان حكمفرمايی داشت، را در فرانسه گذراند و در مدرسه هنرهای زيبای پاريس تحصيل كرده و فارغالتحصيل شد.
4 يا 5 سال در جنوب فرانسه كار میكرد. در كليسای سنت ماری «فرسك» ساخت كارهای شخصی خود را به نمايش گذاشته و همزمان كلاسهای طراحی برگزار میكرد، اين جريانات ادامه داشت تا سال 1363 كه در ميانه جنگ به ايران بازگشت. او در سالهاي كاري خود افقهاي زيادي را تغيير داد؛ سالهاي تحصيل در هنرستان تهران، سالهاي تحصيل در بوزار پاريس و اقامت در شهر اوينيون فرانسه و سالهاي برگشت به ايران از ۱۳۶۳ اما شاگردي در كلاسهاي الخاص و جذابيت بحث حضور فيگور انسان در كار، برايش باقي ماند. بهطوري كه در مصاحبهاي اين موضوع را موجب فراهم شدن سفرش به فرانسه دانست:«در هنرستان به مدت سه سال با همان ايدههاي انتزاعي و جستوجو در فرم خالص با استاداني چون جعفري، نامي و اصغر محمدي شكل گرفته بودم و كلاسهاي الخاص حكم نفي گذشته من بود و جالب آنكه جستوجوي آن استادان جوان نيز مثل هر كنكاشي افقي مبهم داشت و به صورت بنيادين جا نيفتاده بود در صورتي كه شمايل و انسان الخاص پشتوانهاي به اندازه ادبيات ايران از حافظ تا نيما را داشت و دسترسي به آن آسانتر و جذابتر. به همين دليل روح بلاتكليف و نيمه جان خود را از اين ورطه بيرون كشيده و به فرانسه رفتم.» زند را ميتوان همانند كاوهاي ستود كه از ميان آهنپارهها، عشق را فرياد كند. او با آهن فرمهاي عاشقانه را با آهن ساخت و از دل سختترين عنصر هستي عشق را نشانه رفت. آنقدر با شيشه، تكزيلكس و تلقهاي فشرده دست و پنجه نرم كرد تا توانست روح لطيف و حساسش را بر جسم بيروح اجسام بدمد و جايگاهي
درخور شانش ميان اساتيد نقاش و مجسمهساز دست و پا كند. ايرج زند، بهار سال 84 نمايشگاهی از نقاشیها و مجسمههايش را با نام «حضور مداوم» در نگارخانه مرتضی مميز بر پا كرد. طي بيست سال گذشته در بيش از 150 نمايشگاه انفرادي و 35 نمايشگاه گروهي در ايران، فرانسه، آلمان، كويت و پرتغال شركت كرد و بنا داشت كتابي از آثارش منتشر كند، كه حسرتي شد و با خود پروازش داد. زند هنرمندي صاحبسبك و نوگرا بود كه توانست مجسمههاي بزرگي در تهران و اصفهان، ديوارنگارههايي را در متروي تهران، كليساي سنتماري - فرانسه - و نمازخانه سنتپل از خود به جاي بگذارد. از ميان اين آثار مجسمه پارك آرارت از آن رو كه تعبيري از به پاي معشوق افتادن و همان برخورد ازلي و سلبياش با عشق بود، دوستتر ميداشت.
او خوشحال بود كه در كارگاهش چون كودك بازي ميكند. مثل خداوند خلق ميكند و با ذهني هنوز معترض و پويا با برونفكني شديد «اكسپرسيون» ولي عاشق و مشتاق حضوري مداوم دارد.

یکسال گذشت
بی هیچ گفت وگویی گذشت، یارانمان خاکستر شدند و کسی دم نزد که ای داد اینها که چون پروانه به گرد شمع ذوب شدند،آدمیان بودند و هر یک به قدر هزاران ترانه میسرودند.باورش دشوار است که در این جهان حقیقی و سوخته که نه هیچ شباهتی به دنیای اساطیری و مجازی دارد و نه تمایلی، به یکباره یکصد »ایکاروس» از اعماق جانشان به پرواز در میآیند و تا بینهایت تا به خورشید بال میگشایند.پروازشان در افق وتا آبی بیکرانه در آن کرانههای دور به یادگار خواهد ماند.آنانی که سرفراز به سوی منزلگاه ایمنتر از این جهان پست و بی بنیاد پر زدند. یادمان باشید آنان پرواز را نه از سر اجبار که از سر اختیار برگزیدند تا دیدن پرواز هر جنبدهای داغشان را در دلهامان زنده کند. یادشان به تمامی گرامی و سبز بادا....... و یاد دوستان رفتهام، علیرضا و حسن که همیشه یادشان جانم را به آتش میکشد.

تمام شد
دردهایش پایان یافت،او امشب اولین شب آرامش را تجربه میکند.یک عمر تلاش،تکاپو و یک عمر خاطره در شب ستاره باران ستارههای سوخته. بابک بیات چمدانش را بست و هر چند خالی بود اما راهی شد.باید میرفت چه زود و چه غمگین که دستمان یاریش نکرد. بدا به حال ما....کاش امشب که او آرام در بینهایت قدم بر میدارد،کسی از عذاب وجدان خوابش نبرد. آرام بخوابید لوس آنجلسیها،خانم آتشین،آقای ابی. کاش وقتی خبر به جنتی عطایی میرسد،من میتوانستم قطران اشکهایش را نظاره کنم. کاش میتوانستم... کاش.کاش مرگ بالهایش را باز میکرد و بر شانهی لایقانی دیگر مینشست. عجب بلا روزگاریه که مرگ مثل مرغ بخته که روی شونه آدمهای خوش شانس میشینه. بابک بیات شاید یکی از همین آدمهای خوش شانس بود. روحش شاد....
هنوز اسامی افراد تائید صلاحیت شده برای انتخابات شورا ها اعلام نشده تب و تاب این انتخابات تمام کشور را کرفته.نکته جالب هم این است که اصلاحطلبان پس از شکست های پی در پی در سه انتخابات گذشته باز هم خودشان را وارد معرکه کرده اند و می خواهند از نو بخت خود را بیازمایند.این در حالی است که این دوستان سایتی را زیر نظر محمد عطریانفر رئیس كميته تبليغات و ارتباطات ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و محمد قوچاني راه اندازي كرده اند. شهر فردا رسانه الکترونیک و ارگان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات سومین دوره شوراهای شهر و روستا است،که از 30 آبان ماه 1385 آغاز به کار کرده است. این روزنامه الکترونیک هر روز و در فاصله های زمانی مشخص به روز می شود و هدف اصلی آن انعکاس دیدگاههای اصلاح طلبان درباره مسائل سیاسی و اجتماعی به ویژه انتخابات شوراها در 24 آذر ماه 1385 است.